مقاله پانزدهم (فلسفه در دانشگاه)
ارائه کنندگان :
اعظم طالبی
یاسر بیگ زاده
هوشنگ سروی

فهرست مطالب :
1- تعریف فلسفه
2-ویژگی های فلسفه از نظرگاست
3- فلسفه و دانشگاه از دیدگاه کانت
4- ویژگی های معنای دانشگاه از نظر یاسپرس
5- دانشگاه در یک جمع بندی
6- دلایل و انگیزه های ورود یاسپرس به حوزه فلسفه و دانشگاه
7- نتیجه گیری
( ظاهراْ هنوز این مقاله به تایید استاد محترم جناب آقای دکتر حسین زاده نرسیده است)
مقدمه :
در باب شرایط امکان آموزش فلسفه در دانشگاه ، بنابراین اولین پرسشی که ضرورتاٌ باید به آن پرداخت این است که دانشگاه چیست ؟ چه کسانی هستیم ؟ کسانی هستیم که به فلسفه ورزی مشغولیم ، یا امیدواریم مشغول باشیم . پرسش بنابراین ، این می شود که فلسفه چیست ؟ با این مقدمات تکلیفی که این مقاله برای خود تعیین کرده است ، روشن می شود تکلیف این است که در دو قسمت بهم پیوسته و کوتاه به طرح دو پرسش بپردازد . دانشگاه چیست ؟ فلسفه چیست ؟ و در نهایت نشان دهد که پرتو فکندن بر این دو پرسش چگونه می تواند راهی به مسئله اصلی مقاله که در عنوان آن قرار گرفته است ، پیدا کند .
گرچه برای ورود به پرسش های مذکور به مثابه شرط لازم و ضروری پرداختن به " شرایط امکان آموزش فلسفه در دانشگاه " می توان پایگاههای مختلفی برگزید ولی این نوشته سعی کرده است این پایگاهها را در اندیشه های دو متفکر از دو نقطه مختلف جهان قرار دهد و با ترکیب تالیفی این اندیشه ها ، طرحی برای ورود به بحث اصلی فراهم آورد . در جهت چنین رویکردی و با مفروض گرفتن ضرورت ورود به دو پرسش مذکور برای پاسخگوئی به پرسش مرکزی ، قسمت اول نوشته وارد حوزه دانشگاه شده و بحث کرده است که در مورد چیستی دانشگاه فلاسفه زیادی از قبیل کانت ، شلینگ ، هایدگر ، اورتگایی گاست ، یاسپرس ، گادامر و دریدا تاملاتی جدی داشته اند . گو اینکه علاوه بر این فلاسفه ، متاله ای به نام کاردینال نیومن برای نخستین بار کتابی تحت عنوان ایده دانشگاه نوشته بود که مورد توجه وسیع دانشگاهیان قرار گرفته بود . هدف مقاله اما در این بخش این نبوده است که وارد بحث تاریخی و پژوهشی پیرامون ماهیت دانشگاه شود . از این رو فقط اشاره مختصری شده است به بحث کانت از دانشگاه در کتاب نزاع دانشکده ها و سپس با ارجاع به کتاب ایده دانشگاه یاسپرس ، اهم ویژگی های دانشگاه به مثابه ایده ، ( یا معنای دانشگاه ) را که در مقابل وضع موجود دانشگاه به مثابه نهاد یا انستیتو قرار دارد ، فهرست شده است تا بخشی از مقدمات لازم برای استخراج نتایج مرتبط با پرسش مرکزی فراهم گردد .
قسمت دوم مقاله وارد حوزه متافلسفه شده است و از میان تعاریف مختلفی که برای خود فلسفه شده ، تعریف ارتگایی گاست از فلسفه یعنی فلسفه به مثابه دلتتنگی یا ناخرسندی در کتاب فلسفه چیست ؟ را با منظوری که داشته است ، سازگارتر یافته است . نتیجه بی واسطه چنین تلقی و تعریفی از فلسفه این شده است که اگر فلسفه بنا بر تعریف زاده دلتنگی انسانها برای جایی که اینجا نیست ، باشد نقش آن نیز باید در جهت چنین تعریفی یعنی در جهت کاستن رنج ناخرسندی انسان از وضع موجود حرکت داده شود .
برای مطالعه متن کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید

برای دانلود پاور پوینت اینجا کلیک کنید
برای دانلود مقاله اینجا کلیک کنید





